عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

34

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بود گويم - بار خدايا از سه چيز كه دارم در يكى نگاه كن - اول سجودى كه هرگز جز ترا از دل نخواست است . ديگر تصديقى كه هر چه گفتى گفتم كه راست است . سديگر چون باد كرم برخاست است دل و جان جز ترا نخواست است . جز خدمت روى تو ندارم هوسى * من بى تو نخواهم كه بر آرم نفسى إيّاك نعبد و إيّاك نستعين - اشارت به دو ركن عظيم است از اركان دين و مدار روش دين داران به اين هر دو ركن است : اول تحلية النفس بالعبادة و الاخلاص ، خود را آراسته داشتن بعبادت بى ريا و طاعت بى نفاق . ركن ديگر تزكية النّفس عن الشرك و الالتفات الى الحول و القوّة . نفس خود را منزى « 1 » كردن ، و از شرك و فساد پاك داشتن ، و تكيه بر حول و قوت خود ناكردن . آن تحليت اشارت است بهر چه مىببايد در شرع ، و اين تزكيت اشارت است بهر چه مى نبايد در شرع . درنگر به اين دو كلمه مختصر كه جمله شرايع دين از اين دو كلمه مفهوم مىشود كسى را كه در دل آشنايى و روشنايى دارد ، تا ترا محقق شود آنچه مصطفى گفت عليه السّلام : « اوتيت جوامع الكلم و اختصر لى الكلام اختصارا . » و گفته‌اند - ايّاك نعبد - توحيد محض است ، و هو الاعتقاد ان لا يستحقّ للعبادة سواه . داند كه خداوندى اللَّه را سزاوار است ، و معبود بىهمتا اوست كه يگانه و يكتاست و ايّاك نستعين - اشارت است بمعرفت عارفان - و هو العرفان بانّه سبحانه متفرّد بالافعال كلّها ، و انّ العبد لا يستقلّ بنفسه دون معونته . و اصل آن توحيد و مادّهء اين معرفت آنست كه حق را جلّ جلاله بشناسى بهستى و يكتايى ، پس بتوانايى و دانايى و مهربانى ، پس به نيكوكارى و دوستدارى و نزديكى . اوّل بناء اسلامست ، دوم بناء ايمان است سوم بناء اخلاص . راه معرفت اول بديدار تدبير صانع است در گشاد و بند صنايع راه معرفت ، دوم بديدار حكمت صانع است در خود شناختن نظائر راه معرفت ، سوم بديدار لطف مولى است در ساختن كارها و در فراگذاشتن جرمها ، و اين ميدان عارفان است و كيمياء محبان و طريق خاصگيان .

--> ( 1 ) كذا فى الاصل